طلاق این پدیده شوم اجتماعی آثار مخربی بر کودکان دارد، این معضل یکی از عوامل مهم ابتلاء کودکان به اعتیاد و بزهکاریست، که این دو خود میتوانند علت بسیاری از انحرافات، ناسازگاریها، سرپیچی از قوانین و ابتلاء به بیماریها و ... غیره قرار گیرد.درگیری والدین و طلاق، آثار زیانباری دارد و کودک را به عصیان در برابر مقررات اجتماعی میکشاند. طلاق هر چند ممکن است برای والدین تنها راه چاره و موفقیتآمیز پایان یک زندگی بیتفاهم و پر از اختلاف باشد ولی برای طفل همیشه مبین یک فاصله عمیق و فاجعه عظیم محسوب میگردد، حادثهای که محرومیت ابدی از عواطف حیاتی پدر و مادر را بدنبال خواهد داشت. وقتی کودک با یکی از والدین خود زندگی میکند، از خانوادههای تک والدی صحبت میشود. در اکثر موارد، زنها مسئولیت خانوادههای تکوالدی، را برعهده دارند. وقتی هر دو والد داوطلب نگهداری بچه میشوند، در 80% موارد ، بچه در اختیار مادر قرار میگیرد. اما چون زنها، در مقایسه با مردها، به مشاغل کمدرآمدتر و ناپایداری اشتغال دارند، جای تردید نخواهد بود که بسیاری از خانوادههای تکوالدی مشکلات اقتصادی جدی و در نتیجه دشواریهای س...
تدریس، یک نوع ارتباط میان معلم و شاگرد است و ارتباط شرط لازم تدریس در فرآیند آموزش است. هیچگونه یادگیری یا تغییر در فرآیند تدریس صورت نخواهد گرفت مگر اینکه معلم با فراگیرانش ارتباط مؤثر برقرار کند و بداند که در صورت رعایت نکردن این نکات، ارتباط موفقی برقرار نخواهد شد و در نتیجه او شاگردانش را بدون احساس و کمتوجه خواهد خواند و شاگردانش تدریس او را غیرمفید به حساب خواهند آورد. معلم باید موانع ارتباط را بشناسد. او باید بداند که رفتار ارتباطی ممکن است به مرور زمان جنبه عادت به خود بگیرد و زمانی که رفتار ارتباطی به صورت عادت درآید، تأثیر و نفوذ خود را از دست خواهد داد. نیز باید بداند که هرچه با عوامل و فرآیند ارتباط آشنایی و بر آنها تسلط داشته باشد معلم موفقتری خواهد بود چون معلم در پرتو هنر ارتباط، شاگرد را درک میکند، نقاط ضعف و قوت او را به دست میآورد، از زیر و بم روحی او آگاهی مییابد و براساس همین دریافتها با او ارتباط برقرار میکند و چون قوت و ضعف را دریافته به خوبی و آسانی میتواند او را جذب و شیفته کند. ناگفته نماند که در مواردی ارتباط دو نفر با یکدیگر ارتباط بسیار سطحی است ول...
ما باید یاد بگیریم که هر کسی را با هر توانایی و شرایطی بپذیریم. یعنی زمانی که با او صحبت میکنیم به جز موضوع بحث و یا مشکل به چیز دیگری توجه نکنیم و سوگیری نداشته باشیم. این یعنی پذیرش بیقید و شرط. * صداقت و همرنگی باید رابطهای را ایجاد کنیم که صداقت و همرنگی جزء ارکان اصلی آن باشد. باید این اطمینان را به فرد بدهیم که همه حرفهایی که زده میشود، همه با صداقت است و دروغی وجود ندارد. باید جوی به وجود آوریم که اعتماد و اطمینان در آن حاکم باشد و فرد بداند که این حرفها از ته دل گفته میشود و همچنین این اطمینان را به مخاطب بدهیم که این حرفها به گونه راز هیچ گاه بر ملاء نمیشود و اگر جایی هم بازگو شود با اجازه خود شماست. ما باید آن قدر در این کار تمرین کنیم و این جو اطمینان و اعتماد را به وجود بیاوریم که شکی باقی نماند. * همدلی، همدردی سعی کنیم با او همدردی کنیم، خودمان را جای او بگذاریم و احساسش را درک کنیم با توجه به این که احساس انتقال دادنی نیست ولی با اندکی سعی میتوانیم در جایگاه فرد قرار بگیریم. این بدان معنا نیست که اگر فرد به اندازهای ناراحت است که گریه میکند ما هم با ا...
نظرات
ارسال یک نظر